پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

دفتر دوم

بخش ۲۴ - اشارت به آنکه تعلق خاطر طالبان راه حق که به آثار کونیه و تأمل در آن و توسل به آن در معرفت ذات و صفات حق سبحانه از این قبیل است

هست ازین جمله آنکه اهل نظر

که ندوزند چشم دل ز اثر

به تفکر شوند برخوردار

ز آیت فانظروا الی الآثار

در جمال اثر کنند نگاه

به مؤثر برند از آنجا راه

از وجود ذوات در هر حال

بر وجودش کنند استدلال

زانکه آن کش وجود نیست به خود

موجدی بایدش به حکم خرد

در فضای وجود ننهد پا

یک بنا بی عنایت بنا

نعت موجد وجوب می باید

کز تسلسل محال پیش آید

حال عالم به یک نظام و نسق

نیست الا دلیل وحدت حق

موجد کون اگر دو تا بودی

کار آن منتظم کجا بودی

صنع پاکش چو هست محکم و راست

می برد عقل پی که او داناست

نیست پوشیده بر ذوی الافهام

که حیات است شرط علم مدام

اختصاص حوادث اکوان

به مواقیت عالم و ازمان

بر ثبوت ارادت است دلیل

نکی نفی آن به رای علیل

اولا هر چه خواست کرد آخر

وصف قدرت ازین شود ظاهر

قس علی ذاک سایر الاوصاف

کین بود پیش هوشمند کفاف

من که اسرار عشق می گویم

راه ارباب فکر چون پویم

فکر سرگشتی ست در ره عشق

کی رود حکم فکر بر شه عشق

چون نماند کمال عشق جمال

لال گردد زبان استدلال

ای خوش آن کو جمال حق دیده

پرده های اثر بدریده

پردگی جلوه کرده بر نظرش

گشته نور شهود پرده درش

گل توحید بی شکی چیده

پرده و پردگی یکی دیده

ادامه‌ی دفتر دوم

  1. بخش ۲۶ - حکایت بر سبیل تمثیلقطره ای از تموج دریا
  2. بخش ۲۷ - قصه حکیمی که به واسطه مشاهده خرق عادت از اولیاء علم وی به جهل برآمدیافت ناگاه آن حکیمک راه
  3. بخش ۲۸ - رجوع به تمامی تمثیلقطره چون آب شد به تابستان
  4. بخش ۲۹ - اشارت به اصحاب مکاشفه که تجلی صفات استآن یکی در مجالی اشیا
  5. بخش ۳۰ - اشارت به ارباب مشاهده که تجلی ذات استوان دگر جمله را یک آینه دید
  6. بخش ۳۱ - اشارت به قربات اربع که مراتب ولایت است یعنی قرب نوافل و قرب فرایض و مقام جمع الجمع که مرتبه قاب قوسین است و مقام جمع احدیت که مرتبه اؤ ادنی است و خاصه پیغمبر ماست صلی الله علیه و سلم و کمل ورثه ویهر که را دیده نی به حق بیناست
  7. بخش ۳۲ - حکایت بر سبیل تمثیلیک منک گوشت داد خواجه به زن
  8. بخش ۳۳ - اشارت به تقسیم حیرت محمود و مذموممعنی حیرت ار شود مقسوم
همه‌ی دفتر دوم ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.