پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

رباعیات

شمارهٔ ۱۳۱

من دوش قضا یار و قدر پشتم بود

نارنج زنخدان تو در مشتم بود

دیدم که همی گزم لب شیرینت

از خواب پریدم سرانگشتم بود

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳۳ای آنکه تو را نظیر و همتا نبود
  2. شمارهٔ ۱۳۴بیچاره کسی که محرمش کس نبود
  3. شمارهٔ ۱۳۵روزیت هوای من درویش نبود
  4. شمارهٔ ۱۳۶فریاد ز دست جور این چرخ کبود
  5. شمارهٔ ۱۳۷بیچاره کسی که از وطن دور شود
  6. شمارهٔ ۱۳۸بر درد دلم طبیب ار آگاه شود
  7. شمارهٔ ۱۳۹ای روی تو سرخ چون گل شفتالود
  8. شمارهٔ ۱۴۰تا چرخ دگر روی به کار که نهد
همه‌ی رباعیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.