پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

مقطعات

شمارهٔ ۲

ای خجسته نهاد فرّخ رای

روز نوروز بر تو میمون باد

ای همای سعادت ابدی

روزگارت همه همایون باد

کمترین بنده تو جمشیدست

کمترین چاکرت فریدون باد

هر مرادی که از جهان طلبی

یاورت کردگار بی چون باد

هرکه از دولت تو شاد نگشت

خاطر او همیشه محزون باد

وآنکه را آبرو نه از در تست

چشمش از خون دل چو جیحون باد

هرکه با تو دلش نه چون الفست

پشت عیشش همیشه چون نون باد

غم و اندیشه در دلت کم باد

عمر جاوید و جاهت افزون باد

بی نسق شد جهان ز مردم دون

خاک در چشم مردم دون باد

وآنکه از غصّه جان من خون کرد

دلش از جور چرخ پر خون باد

اخترش تیره باد و طالع نحس

عشرتش تلخ و بخت وارون باد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۴گفتم به غم که از همه ابنای روزگار
  2. شمارهٔ ۵اگرچه یار تواند به سوی خسته، نظر
  3. شمارهٔ ۶دوش در خواب جنان دید دو چشم بختم
  4. شمارهٔ ۷اگر به بند زمانه کسی شود محبوس
  5. شمارهٔ ۸به کنج مدرسه‌ای کز دلم خراب‌ترست
  6. شمارهٔ ۹دلبرا به زین توقّع بود بر الطاف تو
  7. شمارهٔ ۱۰کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
  8. شمارهٔ ۱۱ای که از عدل تو در مُلک جهان
همه‌ی مقطعات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.