پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲ - در ستایش دانش

بدین سر همه دانش آموز و بس

که جز دانشت نیست فریادرس

به دانش به یزدان توانی رسید

چو دانش جهان‌آفرین نافرید

درختی‌ست دانش به پروین سرش

همه راستکاری‌ست بار و برش

که سرمایهٔ مرد دانش بود

دل دانشی پر ز رامش بود

ز دانش گریزان بود اهرمن

ز دانش فروزان بود انجمن

اگر دانش از خود بدانستمی

به مینو رسیدن توانستمی

خرد پرور و هوش و آموزگار

رسیدن بدین هر سه زی کردگار

چنین گفت شاگرد را سندباد

که شاگرد شو تا شوی اوستاد

چه گفته‌ست پیغمبر پاکدین

که دانش بجوی ار بیابی به چین

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۴ - در بی‌ثباتی عمرنماید همی کاین جهان یک دم است
  2. بخش ۵ - در نعت النّبی صلّی الله علیهسرِ داد پیغمبر پاکدین
  3. بخش ۶ - اشاره به نظم بهمن‌نامهیکی داستان گفته بودم ز پیش
  4. بخش ۷ - در سبب نظم کوش‌نامهزمانه چو کارم دلارای کرد
  5. بخش ۸ - در مدح پادشاه اسلامبه نام شهنشاه گیتی‌گشای
  6. بخش ۹ - داستان کوش و مانوشدر این داستان، ژرف بنگر کنون
  7. بخش ۱۰ - نیرنگ کوش با رومیاناز امروز تا سیصد و اند سال
  8. بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوشبه مانوش پس نامه فرمود کی
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.