پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۷ - در سبب نظم کوش‌نامه

زمانه چو کارم دلارای کرد

دلم داستانی دگر رای کرد

یکی مهتری داشتم من به شهر

که از دانش و مردمی داشت بهر

جوانی که هر کس که او را بدید

همی نام یزدان بر او بر دمید

به بالا چو سرو و به تن چون تَهَمْ

به رخساره چون شیر و چون می بهم

سر آل یاسین و آل عبا

بنیزه‌ی علی، بوعلی مجتبا

مرا گفت اگر رای داری براین

یکی داستان دارم از شاه چین

که هر کس که آن را بخواند به هوش

بسی بهره بردارد از کار کوش

بدیدم من این نامهٔ سودمند

سراسر همه دانش و رای و پند

بهاری، ولیکن ز باران دژم

نگاری، ولیکن رسیده ستم

مگر یابم از کردگار جهان

به گیتی از این بیش چندین زمان

که از دانش این بهره پیش آورم

همه نامه در بیت خویش آورم

چو باغ بهاری بیارایمش

ز زنگارگون رنگ بزدایمش

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۹ - داستان کوش و مانوشدر این داستان، ژرف بنگر کنون
  2. بخش ۱۰ - نیرنگ کوش با رومیاناز امروز تا سیصد و اند سال
  3. بخش ۱۱ - نامه نوشتن کوش به سوی مانوشبه مانوش پس نامه فرمود کی
  4. بخش ۱۲ - رسیدن نامه ی کوش به مانوش و فرستادن نامه به سوی کوشچنین تا به درگاه مانوش شد
  5. بخش ۱۳ - گفتگوی صلح با فرستادهٔ مانوشاز او آگهی رفت نزدیک شاه
  6. بخش ۱۴ - پیام فرستاده به مانوشسه ماهش زمان داد، دستور زود
  7. بخش ۱۵ - صلح و باجگزاری مانوشبه یک هفته آمد به روم آن نوند
  8. بخش ۱۶ - دانش‌پرستی کوشچو از دانشِ سرکش نیک پی
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.