پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۴ - پیام فرستاده به مانوش

سه ماهش زمان داد، دستور زود

نوندی برافگند بر سانِ دود

که شاه جهان گشت خشنو به باز

تو از ساختن هرچه باید بساز

از آن پس که خواهش نمودم بسی

بسی خواستم یاری از هر کسی

چو خواهی که دیدار شاه زمین

ببینی بر آن پوست آهو ببین

چنان آمد این شاه با فرّ و هوش

چنانچون نگاریدهٔ دارنوش

هزار آفرین باد بر جان شاه

بر آن دانش و هوش و فرمان شاه

که گر وی نکردی از این آگهی

ز مردم شدی روی کشور تهی

که از کوه تا کوه لشکرگه است

ز نیزه صبا بر هوا گمره است

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۶ - دانش‌پرستی کوشچو از دانشِ سرکش نیک پی
  2. بخش ۱۷ - فرستادن مانوش نه پاره کتاب پیش کوشز کردار شه گشت مانوش شاد
  3. بخش ۱۸ - پادشاهی اِفریقسیکی پادشاهی افریقس است
  4. بخش ۱۹ - داستان دقیانُسهمان داستانی دگر یار اوی
  5. بخش ۲۰ - داستان پلاطُسدگر داستان پلاطُس به روم
  6. بخش ۲۱ - گفتار در شاهی اسطلیناسیکی شاه بود اسطلیناس نام
  7. بخش ۲۲ - داستان اسکندر در خاورسر داستان‌های شاهان پیش
  8. بخش ۲۳ - اسکندر در برابر پیکر کوشِ پیل دندان، سالار چینهمی راند یک روز و یک شب سیاه
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.