پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۱۷ - فرستادن مانوش نه پاره کتاب پیش کوش

ز کردار شه گشت مانوش شاد

به دستور خویش این سخن برگشاد

فرستاد نُه پاره دفتر به شاه

که هر یک سوی دانشی برد راه

چو دریای دانش مر آن هر یکی

فزون آمدی هر یکی بر یکی

از آن نُه، دو اندر پزشکی نمود

که اندر جهان آن پزشکی نبود

یکی «انکست عرش» را بود نام

که دانا ز خواندن شود شادکام

دگر علم بقراط اندر فصول

که مردم ز خواندن نگردد ملول

چهارم کتابی که خوانی علل

که آن را نیابی به گیتی بدل

بَلیناس گفته‌ست و گفتار اوی

همی جان فزاید به دیدار اوی

وز اخبار شاهان فرستاد پنج

که هر کس ز گیتی چه دیده‌ست رنج

همه داستان‌های شاهان روم

ز کردارشان اندر این مرز و بوم

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۱۹ - داستان دقیانُسهمان داستانی دگر یار اوی
  2. بخش ۲۰ - داستان پلاطُسدگر داستان پلاطُس به روم
  3. بخش ۲۱ - گفتار در شاهی اسطلیناسیکی شاه بود اسطلیناس نام
  4. بخش ۲۲ - داستان اسکندر در خاورسر داستان‌های شاهان پیش
  5. بخش ۲۳ - اسکندر در برابر پیکر کوشِ پیل دندان، سالار چینهمی راند یک روز و یک شب سیاه
  6. بخش ۲۴ - اسب چهرگانسرِ ماه پیش گروهی رسید
  7. بخش ۲۵ - فرود آمدن بر دامن کهسار و گفتگوی اسکندر با «مهانش»سکندر دو تن پیش کرد از گروه
  8. بخش ۲۶ - سرگذشت جمشید و بازماندگانش به روایت مهانشچنین داد پاسخ که یزدان پاک
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.