پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

عارف نامه

بخش ۱

شنیدم من که عارف جانم آمد

رفیقِ سابقِ طهرانم آمد

شدم خوشوقت و جانی تازه کردم

نشاط و وَجدِ بی‌اندازه کردم

به نوکرها سپردم تا بدانند

که گر عارف رسد از در نرانند

نگویند این جَنابِ مولوی کیست

فُلانی با چنین شخص آشنا نیست

نهادم در اطاقش تختِ خوابی

چراغی، حوله ای، صابونی، آبی

عرق‌هایی که با دقّت کشیدم

به دستِ خود دَرونِ گنجه چیدم

مهیّا کردمش قِرطاس و خامه

برایِ رفتنِ حمّام جامه

فراوان جوجه و تیهو خریدم

دوتایی احتیاطاً سر بریدم

نشستم منتظر کز در در آید

ز دیدارش مرا شادان نماید

ادامه‌ی عارف نامه

  1. بخش ۳دلم زین عمرِ بی‌حاصل سرآمد
  2. بخش ۴بدینجا چون رسید اشعارِ خالص
  3. بخش ۵بیا گویم برایت داستانی
  4. بخش ۶حجابِ زن که نادان شد چنینست
  5. بخش ۷خدایا تا به کی ساکت نشینم
  6. بخش ۸خدایا کی شود این خلق خسته
  7. بخش ۹بیا عارف که دنیا حرف مُفتست
  8. بخش ۱۰تو عارف واقعا گوساله بودی
همه‌ی عارف نامه ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.