پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

عارف نامه

بخش ۷

خدایا تا به کی ساکت نشینم

من این‌ها جمله از چشم تو بینم

همه ذرّاتِ عالم منترِ توست

تمامِ حُقّه‌ها زیرِ سرِ توست

چرا پا توی کفش ما ‌گذاری؟

چرا دست از سرِ ما بر نداری؟

به دستِ توست وُسع و تنگدستی

تو عزّت بخشی و ذلّت فرستی

تو این آخوند و ملّا آفریدی

تو تویِ چُرتِ ما مردم دویدی

خداوندا مگر بی‌کار بودی؟

که خلقِ مار در بُستان نمودی؟

چرا هر جا که دابی زشت دیدی

برای ما مسلمانان گُزیدی؟

میان مسیو و آقا چه فرقست

که او در ساحل این در دِجله غرقست

به شرعِ احمدی پیرایه بس نیست؟

زمانِ رفتنِ این خار و خس نیست؟

بیا از گردنِ ما زنگ واکن

ز زیرِ بارِ خر مُلّا رها کن

ادامه‌ی عارف نامه

  1. بخش ۹بیا عارف که دنیا حرف مُفتست
  2. بخش ۱۰تو عارف واقعا گوساله بودی
  3. بخش ۱۱بگو عارف به من ز احبابِ طهران
همه‌ی عارف نامه ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.