فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - در ستایش نظامالسلطنهٔ مافی و اسب خواستن از وی خواب دیدم که خدا بال و پری داده مرا
- شمارهٔ ۲ - دیدار دیدم اندر گردش بازار عبداللّه را
- شمارهٔ ۳ - در رثاء مرحومه دُرَّةُ المَعالی ز درج دیده در آورده ام لَالی را
- شمارهٔ ۴ - در مدح امیرنظام گروسی در زمان حیات پدر گفته حَسَبِ مرد هنرمند به فضلست و ادب
- شمارهٔ ۵ - در طلبِ اسب از نظام السلطنه چشمم سپید شد به رَهِ انتظارِ اسب
- شمارهٔ ۶ - حسب الامر جناب جلالت مآبِ اجلِّ اکرم آقایِ قائم مقام مَدّظِلُّه العالی محضِ فرح خاطرِ مبارک حضرت اجلّ روحی فِداه عرض شد دلا ز بختِ بدِ من علی قلی خان رفت
- شمارهٔ ۷ - در مدح اعتضادالسَّلطنه مقبول باد طاعتِ شَهزاده اعتضاد
- شمارهٔ ۸ - در مدح نصرة الدوله عم زاده ناصرالدین شاه در تبریز گفته برخیز که باید به قدح خون رز افگند
- شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصلاللّه نوری حُجَّةُالاسلام کتک میزند
- شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجاب نقاب دارد و دل را به جلوه آب کند
- شمارهٔ ۱۱ - شب جمعه خدمت حاج امین رفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود
- شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهار ملکا با تو دگر دوستیِ ما نشود
- شمارهٔ ۱۳ - در مدیحه و تبریک عروسی برآمد بامدادان مِهرِ انور
- شمارهٔ ۱۴ - در تهینتِ فرزند یافتنِ نصرة الدّوله ساقیِ سیم بر بده ساغر
- شمارهٔ ۱۵ - اندرز و نصیحت فکر آن باش که سالِ دگر ای شوخ پسر
- شمارهٔ ۱۶ - در ورود مظفّرالدین میرزا ولّی عهد به تبریز و مدح امیر نظام چو شاه بنند دل در جهان به رَشفِ ثُغُور
- شمارهٔ ۱۷ - خوشامد به شاه در مهمانیِ وزیر تا شهنشاهِ جهان گردید مهمانِ وزیر
- شمارهٔ ۱۸ - مزاح با یکی از وزیران بیضهام رنجور شد از بیضهات دور ای وزیر
- شمارهٔ ۱۹ - مطایبه پدرش گفته که با من ننشیند پسرش
- شمارهٔ ۲۰ - در مدح امیر نظام هر که را با سرِ زلفِ سیه افتد کارش
- شمارهٔ ۲۱ - مزاح با ابوالحسن خان ای بر کچلان دهر سرهنگ
- شمارهٔ ۲۲ - شکوه از مرگ پدر و مدح قائم مقام زان همه امّیدها که بودم در دل
- شمارهٔ ۲۳ - در نعتِ نبّی خاتَم نه عاقل است که دارد در این سرایِ رحیل
- شمارهٔ ۲۴ - در مدح امیر نظام چونان شدم ضعیف که گر نه سخن کنم
- شمارهٔ ۲۵ - وسوسه دیدم و گفتم نادیدهاش انگار کنم
- شمارهٔ ۲۶ - امتحان خطّ و سخن امیر کرد مرا امتحان به خطّ و سخن
- شمارهٔ ۲۷ - شکوه از چرخ و شکایت از مرگ پدر شکوه بر چرخ برند از دشمن
- شمارهٔ ۲۸ - مدح ناصرالّدین شاه مباش ایمن ز کَیدِ چرخِ ریمن
- شمارهٔ ۲۹ - در مدحِ امیرنظام مُردم از حسرتِ آهورَوِشان و رَمِشان
- شمارهٔ ۳۰ - در مدحِ حضرتِ مولای متقیان گفتم رهینِ مهرِ تو شد این دلِ حزین
- شمارهٔ ۳۱ - سیهچشمِ نامهربان ای سیهچشم چه دیدی تو از این دیده گناه
- شمارهٔ ۳۲ - شکایت از دوری امیر نظام و مدح قائم مقام به حکمِ آن که ز دل ها بُوَد به دل ها راه
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح مولایِ متّقیان خوش آن که او را در دل بود وِلایِ علی
- شمارهٔ ۳۴ - شکایت از دوریِ یار چندی گُزیده یار ز من دوری
- شمارهٔ ۳۵ - تسلیت به دوست پدرمرده سخت است گرچه مرگِ پدر بر پسر همی
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح امیرنظام جانا چه شود گر تو درِ مِهر گشایی
متن اشعار به نقل از گنجور.