پرش به محتوای اصلی
ایرج میرزا ایرج میرزا

قصیده‌ها

شمارهٔ ۳ - در رثاء مرحومه دُرَّةُ المَعالی

ز درج دیده در آورده ام لَالی را

نثار مقبره ی درة المعالی را

گمان برم که برای چنین نثاری بود

که درج دیده بیندوخت این لَالی را

اگر نه دیده به من همرهی کند امروز

چه عذر آورم ای دوست دست خالی را

مثال روی تو در قلب ما به جاست هنوز

تهی نمودی اگر قالب مثالی را

چنان بریدی از ما که کس نشان ندهد

به هیچ طایری این گونه تیز بالی را

مرا ز مرگ تو قامت هلال وار خمید

بر آر سر بنگر قامت هلالی را

تویی که در رهِ تعلیم سهل بشمردی

مشقّتِ بدنی زحمتِ خیالی را

تویی که پیش تو آسان نمود و بی مقدار

عُلُوِ همت تو کارهای عالی را

عَلیَ التَّوالی در کار تربیت بودی

به جان خریدی رنج عَلیَ التَّوالی را

دو باب مدرسه ی دختران بنا کردی

بدون آن که کشی منت اهالی را

ترا به سایر زن ها قیاس نتوان کرد

به جای زر که خرد ماسه ی سفالی را ؟

چه شعله بود که ناگه نمود جلوه و سوخت

دل اَدانیِ این کشور و اعالی را

دقیقه‌ای ز خیالت فَراغِ بالم نیست

مگر به خواب ببینم فَراغِ بالی را

ادامه‌ی قصیده‌ها

  1. شمارهٔ ۵ - در طلبِ اسب از نظام السلطنهچشمم سپید شد به رَهِ انتظارِ اسب
  2. شمارهٔ ۶ - حسب الامر جناب جلالت مآبِ اجلِّ اکرم آقایِ قائم مقام مَدّظِلُّه العالی محضِ فرح خاطرِ مبارک حضرت اجلّ روحی فِداه عرض شددلا ز بختِ بدِ من علی قلی خان رفت
  3. شمارهٔ ۷ - در مدح اعتضادالسَّلطنهمقبول باد طاعتِ شَهزاده اعتضاد
  4. شمارهٔ ۸ - در مدح نصرة الدوله عم زاده ناصرالدین شاه در تبریز گفتهبرخیز که باید به قدح خون رز افگند
  5. شمارهٔ ۹ - در هجو شیخ فصل‌اللّه نوریحُجَّةُ‌الاسلام کتک می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجابنقاب دارد و دل را به جلوه آب کند
  7. شمارهٔ ۱۱ - شب جمعه خدمت حاج امینرفیق اهل و سرا امن و باده نوشین بود
  8. شمارهٔ ۱۲ - شکوۀ دوستانه از ملک الشّعرایِ بهارملکا با تو دگر دوستیِ ما نشود
همه‌ی قصیده‌ها ←

ایرج میرزا درباره‌ی ایرج میرزا

ایرج میرزا (زاده شده در پاییز سال ۱۲۵۲ یا ۱۲۵۳ شمسی در تبریز، درگذشته در ۲۲ اسفند ۱۳۰۴ شمسی در تهران) ملقب به «جلال‌الممالک» و «فخرالشعرا»، از جمله شاعران برجستهٔ ایرانی در عصر مشروطیت (اواخر دوره قاجار و اوایل دوره پهلوی) و از پیشگامان تجدد در ادبیات فارسی بود. او فرزند صدرالشعرا غلامحسین‌میرزا، نوهٔ ایرج پسر فتحعلی‌...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.