پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

رموز بیخودی

بخش ۱۰ - در معنی اینکه مقصود رسالت محمدیه تشکیل و تأسیس حریت و مساوات و اخوت بنی نوع آدم است

بود انسان در جهان انسان پرست

ناکس و نابود مند و زیر دست

سطوت کسری و قیصر رهزنش

بند ها در دست و پا و گردنش

کاهن و پاپا و سلطان و امیر

بهر یک نخچیر صد نخچیر گیر

صاحب اورنگ و هم پیر کنشت

باج بر کشت خراب او نوشت

در کلیسا اسقف رضوان فروش

بهر این صید زبون دامی بدوش

برهمن گل از خیابانش ببرد

خرمنش مغ زاده با آتش سپرد

از غلامی فطرت او دون شده

نغمه ها اندر نی او خون شده

تا امینی حق بحقداران سپرد

بندگان را مسند خاقان سپرد

شعله ها از مرده خاکستر گشاد

کوهکن را پایه ی پرویز داد

اعتبار کار بندان را فزود

خواجگی از کار فرمایان ربود

قوت او هر کهن پیکر شکست

نوع انسان را حصار تازه بست

تازه جان اندر تن آدم دمید

بنده را باز از خداوندان خرید

زادن او مرگ دنیای کهن

مرگ آتشخانه و دیر و شمن

حریت زاد از ضمیر پاک او

این می نوشین چکید از تاک او

عصر نو کاین صد چراغ آورده است

چشم در آغوش او وا کرده است

نقش نو بر صفحه هستی کشید

امتی گیتی گشائی آفرید

امتی از ما سوا بیگانه ئی

بر چراغ مصطفی پروانه ئی

امتی از گرمی حق سینه تاب

ذره اش شمع حریم آفتاب

کائنات از کیف او رنگین شده

کعبه ها بتخانه های چین شده

مرسلان و انبیا آبای او

اکرم او نزد حق اتقای او

«کل مؤمن اخوة» اندر دلش

حریت سرمایه آب و گلش

نا شکیب امتیازات آمده

در نهاد او مساوات آمده

همچو سرو آزاد فرزندان او

پخته از «قالوا بلی» پیمان او

سجده ی حق گل بسیمایش زده

ماه و انجم بوسه بر پایش زده

ادامه‌ی رموز بیخودی

  1. بخش ۱۲ - حکایت سلطان مراد و معمار در معنی مساوات اسلامیهبود معماری ز اقلیم خجند
  2. بخش ۱۳ - در معنی حریت اسلامیه و سر حادثهٔ کربلاهر که پیمان با هوالموجود بست
  3. بخش ۱۴ - در معنی اینکه چون ملت محمدیه مؤسس بر توحید و رسالت است پس نهایت مکانی نداردجوهر ما با مقامی بسته نیست
  4. بخش ۱۵ - در معنی اینکه وطن اساس ملت نیستآنچنان قطع اخوت کرده اند
  5. بخش ۱۶ - در معنی اینکه ملت محمدیه نهایت زمانی هم ندارد، که دوام این ملت شریفه موعود استدر بهاران جوش بلبل دیده‌ای
  6. بخش ۱۷ - در معنی اینکه نظام ملت غیر از آئین صورت نبندد و آئین ملت محمدیه قرآن استملتی را رفت چون آئین ز دست
  7. بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر استعهد حاضر فتنه ها زیر سر است
  8. بخش ۱۹ - در معنی اینکه پختگی سیرت ملیه از اتباع آئین الهیه استدر شریعت معنی دیگر مجو
همه‌ی رموز بیخودی ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.