پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

رموز بیخودی

بخش ۱۵ - در معنی اینکه وطن اساس ملت نیست

آنچنان قطع اخوت کرده اند

بر وطن تعمیر ملت کرده اند

تا وطن را شمع محفل ساختند

نوع انسان را قبائل ساختند

جنتی جستند در بئس القرار

تا «احلوا قومهم دار البوار»

این شجر جنت ز عالم برده است

تلخی پیکار بار آورده است

مردمی اندر جهان افسانه شد

آدمی از آدمی بیگانه شد

روح از تن رفت و هفت اندام ماند

آدمیت گم شد و اقوام ماند

تا سیاست مسند مذهب گرفت

این شجر در گلشن مغرب گرفت

قصه ی دین مسیحائی فسرد

شعله ی شمع کلیسائی فسرد

اسقف از بی طاقتی در مانده ئی

مهره ها از کف برون افشانده ئی

قوم عیسی بر کلیسا پازده

نقد آئین چلیپا وازده

دهریت چون جامه ی مذهب درید

مرسلی از حضرت شیطان رسید

آن فلارنساوی باطل پرست

سرمه ی او دیده ی مردم شکست

نسخه ئی بهر شهنشاهان نوشت

در گل ما دانه ی پیکار کشت

فطرت او سوی ظلمت برده رخت

حق ز تیغ خامه ی او لخت لخت

بتگری مانند آزر پیشه اش

بست نقش تازه ئی اندیشه اش

مملکت را دین او معبود ساخت

فکر او مذموم را محمود ساخت

بوسه تا بر پای این معبود زد

نقد حق را بر عیار سود زد

باطل از تعلیم او بالیده است

حیله اندازی فنی گردیده است

طرح تدبیر زبون فرجام ریخت

این خسک در جاده ی ایام ریخت

شب بچشم اهل عالم چیده است

مصلحت تزویر را نامیده است

ادامه‌ی رموز بیخودی

  1. بخش ۱۷ - در معنی اینکه نظام ملت غیر از آئین صورت نبندد و آئین ملت محمدیه قرآن استملتی را رفت چون آئین ز دست
  2. بخش ۱۸ - در معنی اینکه در زمانه انحطاط تقلید از اجتهاد اولی تر استعهد حاضر فتنه ها زیر سر است
  3. بخش ۱۹ - در معنی اینکه پختگی سیرت ملیه از اتباع آئین الهیه استدر شریعت معنی دیگر مجو
  4. بخش ۲۰ - در معنی اینکه حسن سیرت ملیه از تأدب به آداب محمدیه استسائلی مثل قضای مبرمی
  5. بخش ۲۱ - در معنی اینکه حیات ملیه مرکز محسوس میخواهد و مرکز ملت اسلامیه بیت الحرام استمی گشایم عقده از کار حیات
  6. بخش ۲۲ - در معنی اینکه جمعیت حقیقی از محکم گرفتن نصب العین ملیه است و نصب العین امت محمدیه حفظ و نشر توحید استبا تو آموزم زبان کائنات
  7. بخش ۲۳ - در معنی اینکه توسیع حیات ملیه از تسخیر قوای نظام عالم استای که با نادیده پیمان بسته‌ای
  8. بخش ۲۴ - در معنی اینکه کمال حیات ملیه این است که ملت مثل فرد احساس خودی پیدا کند و تولید و تکمیل این احساس از ضبط روایات ملیه ممکن گرددکودکی را دیدی ای بالغ نظر
همه‌ی رموز بیخودی ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.