پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۳۹ - چه میپرسی میان سینه دل چیست

چه میپرسی میان سینه دل چیست

خرد چون سوز پیدا کرد دل شد

دل از ذوق تپش دل بود لیکن

چو یک دم از تپش افتاد گل شد

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۴۱ - کنشت و مسجد و بتخانه و دیرکنشت و مسجد و بتخانه و دیر
  2. بخش ۴۲ - نه پیوستم درین بستان سرا دلنه پیوستم درین بستان سرا دل
  3. بخش ۴۳ - به خود باز آورد رند کهن رابه خود باز آورد رند کهن را
  4. بخش ۴۴ - سفالم را می او جام جم کردسفالم را می او جام جم کرد
  5. بخش ۴۵ - خرد زنجیری امروز و دوش استخرد زنجیری امروز و دوش است
  6. بخش ۴۶ - خرد اندر سر هر کس نهادندخرد اندر سر هر کس نهادند
  7. بخش ۴۷ - گدای جلوه رفتی بر سر طورگدای جلوه رفتی بر سر طور
  8. بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامیبگو جبریل را از من پیامی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.