پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۴۳ - به خود باز آورد رند کهن را

به خود باز آورد رند کهن را

می برنا که من در جام کردم

من این می چون مغان دور پیشین

ز چشم مست ساقی وام کردم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۴۵ - خرد زنجیری امروز و دوش استخرد زنجیری امروز و دوش است
  2. بخش ۴۶ - خرد اندر سر هر کس نهادندخرد اندر سر هر کس نهادند
  3. بخش ۴۷ - گدای جلوه رفتی بر سر طورگدای جلوه رفتی بر سر طور
  4. بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامیبگو جبریل را از من پیامی
  5. بخش ۴۹ - همای علم تا افتد بدامتهمای علم تا افتد بدامت
  6. بخش ۵۰ - خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافتخرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
  7. بخش ۵۱ - دلت می لرزد از اندیشهٔ مرگدلت می لرزد از اندیشهٔ مرگ
  8. بخش ۵۲ - ز پیوند تن و جانم چه پرسیز پیوند تن و جانم چه پرسی
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.