پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامی

بگو جبریل را از من پیامی

مرا آن پیکر نوری ندادند

ولی تاب و تب ما خاکیان بین

به نوری ذوق مهجوری ندادند

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۵۰ - خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافتخرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
  2. بخش ۵۱ - دلت می لرزد از اندیشهٔ مرگدلت می لرزد از اندیشهٔ مرگ
  3. بخش ۵۲ - ز پیوند تن و جانم چه پرسیز پیوند تن و جانم چه پرسی
  4. بخش ۵۳ - مرا فرمود پیر نکته دانیمرا فرمود پیر نکته دانی
  5. بخش ۵۴ - ز رازی معنی قرآن چه پرسی؟ز رازی معنی قرآن چه پرسی؟
  6. بخش ۵۵ - من از بود و نبود خود خموشممن از بود و نبود خود خموشم
  7. بخش ۵۶ - ز من با شاعر رنگین بیان گویز من با شاعر رنگین بیان گوی
  8. بخش ۵۷ - ز خوب و زشت تو ناآشنایمز خوب و زشت تو ناآشنایم
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.