پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۵۵ - من از بود و نبود خود خموشم

من از بود و نبود خود خموشم

اگر گویم که هستم خود پرستم

ولیکن این نوای ساده کیست

کسی در سینه می گوید که هستم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۵۷ - ز خوب و زشت تو ناآشنایمز خوب و زشت تو ناآشنایم
  2. بخش ۵۸ - تو ای شیخ حرم شاید ندانیتو ای شیخ حرم شاید ندانی
  3. بخش ۵۹ - چو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آبچو تاب از خود بگیرد قطرهٔ آب
  4. بخش ۶۰ - من ای دانشوران در پیچ و تابممن ای دانشوران در پیچ و تابم
  5. بخش ۶۱ - میارا بزم بر ساحل که آنجامیارا بزم بر ساحل که آنجا
  6. بخش ۶۲ - سراپا معنی سر بسته ام منسراپا معنی سر بسته ام من
  7. بخش ۶۳ - مگو از مدعای زندگانیمگو از مدعای زندگانی
  8. بخش ۶۴ - اگر کردی نگه بر پارهٔ سنگاگر کردی نگه بر پارهٔ سنگ
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.