پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۴۱ - کنشت و مسجد و بتخانه و دیر

کنشت و مسجد و بتخانه و دیر

جز این مشت گلی پیدا نکردی

ز حکم غیر نتوان جز بدل رست

تو ای غافل دلی پیدا نکردی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۴۳ - به خود باز آورد رند کهن رابه خود باز آورد رند کهن را
  2. بخش ۴۴ - سفالم را می او جام جم کردسفالم را می او جام جم کرد
  3. بخش ۴۵ - خرد زنجیری امروز و دوش استخرد زنجیری امروز و دوش است
  4. بخش ۴۶ - خرد اندر سر هر کس نهادندخرد اندر سر هر کس نهادند
  5. بخش ۴۷ - گدای جلوه رفتی بر سر طورگدای جلوه رفتی بر سر طور
  6. بخش ۴۸ - بگو جبریل را از من پیامیبگو جبریل را از من پیامی
  7. بخش ۴۹ - همای علم تا افتد بدامتهمای علم تا افتد بدامت
  8. بخش ۵۰ - خرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافتخرد بر چهرهٔ تو پرده ها بافت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.