پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۵ - رهی در سینهٔ انجم گشائی

رهی در سینهٔ انجم گشائی

ولی از خویشتن ناآشنائی

یکی بر خود گشا چون دانه چشمی

که از زیر زمین نخلی بر آئی

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۷ - ترا یک نکتهٔ سر بسته گویمترا یک نکتهٔ سر بسته گویم
  2. بخش ۲۸ - بهل افسانهٔ آن پا چراغیبهل افسانهٔ آن پا چراغی
  3. بخش ۲۹ - ترا از خویشتن بیگانه سازدترا از خویشتن بیگانه سازد
  4. بخش ۳۰ - زیان بینی ز سیر بوستانمزیان بینی ز سیر بوستانم
  5. بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شوبرون از ورطهٔ بود و عدم شو
  6. بخش ۳۲ - ز مرغان چمن نا آشنایمز مرغان چمن نا آشنایم
  7. بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه داردجهان یارب چه خوش هنگامه دارد
  8. بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفتسکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.