پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شو

برون از ورطهٔ بود و عدم شو

فزونتر زین جهان کیف و کم شو

خودی تعمیر کن در پیکر خویش

چو ابراهیم معمار حرم شو

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه داردجهان یارب چه خوش هنگامه دارد
  2. بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفتسکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
  3. بخش ۳۵ - سریر کیقباد ، اکلیل جم خاکسریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
  4. بخش ۳۶ - اگر در مشت خاک تو نهادنداگر در مشت خاک تو نهادند
  5. بخش ۳۷ - دمادم نقش های تازه ریزددمادم نقش های تازه ریزد
  6. بخش ۳۸ - چو ذوق نغمه ام در جلوت آردچو ذوق نغمه ام در جلوت آرد
  7. بخش ۳۹ - چه میپرسی میان سینه دل چیستچه میپرسی میان سینه دل چیست
  8. بخش ۴۰ - خرد گفت او بچشم اندر نگنجدخرد گفت او بچشم اندر نگنجد
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.