پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۹ - ترا از خویشتن بیگانه سازد

ترا از خویشتن بیگانه سازد

من آن آبی طربناکی ندارم

به بازارم مجو دیگر متاعی

چو گل جز سینهٔ چاکی ندارم

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شوبرون از ورطهٔ بود و عدم شو
  2. بخش ۳۲ - ز مرغان چمن نا آشنایمز مرغان چمن نا آشنایم
  3. بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه داردجهان یارب چه خوش هنگامه دارد
  4. بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفتسکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
  5. بخش ۳۵ - سریر کیقباد ، اکلیل جم خاکسریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
  6. بخش ۳۶ - اگر در مشت خاک تو نهادنداگر در مشت خاک تو نهادند
  7. بخش ۳۷ - دمادم نقش های تازه ریزددمادم نقش های تازه ریزد
  8. بخش ۳۸ - چو ذوق نغمه ام در جلوت آردچو ذوق نغمه ام در جلوت آرد
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.