پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۸ - بهل افسانهٔ آن پا چراغی

بهل افسانهٔ آن پا چراغی

حدیث سوز او آزار گوش است

من آن پروانه را پروانه دانم

که جانش سخت کوش و شعله نوش است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۳۰ - زیان بینی ز سیر بوستانمزیان بینی ز سیر بوستانم
  2. بخش ۳۱ - برون از ورطهٔ بود و عدم شوبرون از ورطهٔ بود و عدم شو
  3. بخش ۳۲ - ز مرغان چمن نا آشنایمز مرغان چمن نا آشنایم
  4. بخش ۳۳ - جهان یارب چه خوش هنگامه داردجهان یارب چه خوش هنگامه دارد
  5. بخش ۳۴ - سکندر با خضر خوش نکته ئی گفتسکندر با خضر خوش نکته ئی گفت
  6. بخش ۳۵ - سریر کیقباد ، اکلیل جم خاکسریر کیقباد ، اکلیل جم خاک
  7. بخش ۳۶ - اگر در مشت خاک تو نهادنداگر در مشت خاک تو نهادند
  8. بخش ۳۷ - دمادم نقش های تازه ریزددمادم نقش های تازه ریزد
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.