پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

پیام مشرق

بخش ۲۱ - چه لذت یارب اندر هست و بود است

چه لذت یارب اندر هست و بود است

دل هر ذره در جوش نمود است

شکافد شاخ را چون غنچهٔ گل

تبسم ریز از ذوق وجود است

ادامه‌ی پیام مشرق

  1. بخش ۲۳ - مسلمانان مرا حرفی است در دلمسلمانان مرا حرفی است در دل
  2. بخش ۲۴ - به کویش رهسپاری ای دل ای دلبه کویش رهسپاری ای دل ای دل
  3. بخش ۲۵ - رهی در سینهٔ انجم گشائیرهی در سینهٔ انجم گشائی
  4. بخش ۲۶ - سحر در شاخسار بوستانیسحر در شاخسار بوستانی
  5. بخش ۲۷ - ترا یک نکتهٔ سر بسته گویمترا یک نکتهٔ سر بسته گویم
  6. بخش ۲۸ - بهل افسانهٔ آن پا چراغیبهل افسانهٔ آن پا چراغی
  7. بخش ۲۹ - ترا از خویشتن بیگانه سازدترا از خویشتن بیگانه سازد
  8. بخش ۳۰ - زیان بینی ز سیر بوستانمزیان بینی ز سیر بوستانم
همه‌ی پیام مشرق ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.