پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری

اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

۳۹۲ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱۸۱ - پرد در وسعت گردون یگانه پرد در وسعت گردون یگانه
  2. بخش ۱۸۲ - به باغان عندلیبی خوش صفیری به باغان عندلیبی خوش صفیری
  3. بخش ۱۸۳ - بجام نو کهن می از سبو ریز بجام نو کهن می از سبو ریز
  4. بخش ۱۸۴ - گرفتم حضرت ملا ترش روست گرفتم حضرت ملا ترش روست
  5. بخش ۱۸۵ - فرنگی صید بست از کعبه و دیر فرنگی صید بست از کعبه و دیر
  6. بخش ۱۸۶ - به بند صوفی و ملا اسیری به بند صوفی و ملا اسیری
  7. بخش ۱۸۷ - ز قرآن پیش خود آئینه آویز! ز قرآن پیش خود آئینه آویز
  8. بخش ۱۸۸ - ز من بر صوفی و ملا سلامی ز من بر صوفی و ملا سلامی
  9. بخش ۱۸۹ - ز دوزخ واعظ کافر گری گفت ز دوزخ واعظ کافر گری گفت
  10. بخش ۱۹۰ - مریدی خود شناسی پخته کاری مریدی خود شناسی پخته کاری
  11. بخش ۱۹۱ - پسر را گفت پیری خرقه بازی پسر را گفت پیری خرقه بازی
  12. بخش ۱۹۲ - به کام خود دگر آن کهنه می ریز به کام خود دگر آن کهنه می ریز
  13. بخش ۱۹۳ - بگیر از ساغرشن لاله رنگی بگیر از ساغرشن لاله رنگی
  14. بخش ۱۹۴ - نصیبی بردم از تاب و تب او نصیبی بردم از تاب و تب او
  15. بخش ۱۹۵ - سراپا درد و سوز شنائی سراپا درد و سوز آشنائی
  16. بخش ۱۹۶ - بروی من در دل باز کردند بروی من در دل باز کردند
  17. بخش ۱۹۷ - ز رومی گیر اسرار فقیری ز رومی گیر اسرار فقیری
  18. بخش ۱۹۸ - خیالش با مه و انجم نشیند خیالش با مه و انجم نشیند
  19. بخش ۱۹۹ - خودی تا گشت مهجور خدائی خودی تا گشت مهجور خدائی
  20. بخش ۲۰۰ - می روشن ز تاک من فرو ریخت می روشن ز تاک من فرو ریخت
  21. بخش ۲۰۱ - تو ای باد بیابان از عرب خیز تو ای باد بیابان از عرب خیز
  22. بخش ۲۰۲ - خلافت فقر با تاج و سریر است خلافت فقر با تاج و سریر است
  23. بخش ۲۰۳ - جوانمردی که خود را فاش بیند جوانمردی که خود را فاش بیند
  24. بخش ۲۰۴ - به روی عقل و دل بگشای هر در به روی عقل و دل بگشای هر در
  25. بخش ۲۰۵ - خنکن ملتی بر خود رسیده خنکن ملتی بر خود رسیده
  26. بخش ۲۰۶ - چه خوش زد ترک ملاحی سرودی چه خوش زد ترک ملاحی سرودی
  27. بخش ۲۰۷ - جهانگیری بخاک ما سرشتند جهانگیری بخاک ما سرشتند
  28. بخش ۲۰۸ - مسلمانی که خود را امتحان کرد مسلمانی که خود را امتحان کرد
  29. بخش ۲۰۹ - بگو از من نواخوان عرب را بگو از من نواخوان عرب را
  30. بخش ۲۱۰ - به جانهافریدم های و هو را به جانهافریدم های و هو را
  31. بخش ۲۱۱ - تو هم بگذارن صورت نگاری تو هم بگذارن صورت نگاری
  32. بخش ۲۱۲ - بخاک ما دلی ، در دل غمی هست بخاک ما دلی ، در دل غمی هست
  33. بخش ۲۱۳ - مسلمان بنده مولا صفات است مسلمان بنده مولا صفات است
  34. بخش ۲۱۴ - بده با خاک اون سوز و تابی بده با خاک اون سوز و تابی
  35. بخش ۲۱۵ - مسلمانی غم دل در خریدن مسلمانی غم دل در خریدن
  36. بخش ۲۱۶ - کسی کو فاش دید اسرار جانرا کسی کو فاش دید اسرار جانرا
  37. بخش ۲۱۷ - نگهدارنچه درب و گل تست نگهدارنچه درب و گل تست
  38. بخش ۲۱۸ - شب این کوه و دشت سینه تابی شب این کوه و دشت سینه تابی
  39. بخش ۲۱۹ - نکو میخوان خط سیمای خود را نکو میخوان خط سیمای خود را
  40. بخش ۲۲۰ - سحرگاهان که روشن شد در و دشت سحرگاهان که روشن شد در و دشت
  41. بخش ۲۲۱ - عرب را حق دلیل کاروان کرد عرب را حق دلیل کاروان کرد
  42. بخش ۲۲۲ - درن شبها خروش صبح فرداست درن شبها خروش صبح فرداست
  43. بخش ۲۲۳ - دگرئین تسلیم و رضا گیر دگرئین تسلیم و رضا گیر
  44. بخش ۲۲۴ - چمن‌ها زان جنون ویرانه گردد چمن‌ها زان جنون ویرانه گردد
  45. بخش ۲۲۵ - نخستین لاله صبح بهارم نخستین لاله صبح بهارم
  46. بخش ۲۲۶ - پریشانم چو گرد ره گذاری پریشانم چو گرد ره گذاری
  47. بخش ۲۲۷ - خوشآن قومی پریشان روزگاری خوشن قومی پریشان روزگاری
  48. بخش ۲۲۸ - به بحر خویش چون موجی تپیدم به بحر خویش چون موجی تپیدم
  49. بخش ۲۲۹ - نگاهش پر کند خالی سبوها نگاهش پر کند خالی سبوها
  50. بخش ۲۳۰ - چو بر گیرد زمام کاروان را چو بر گیرد زمام کاروان را
  51. بخش ۲۳۱ - مبارکباد کنن پاک جان را مبارکباد کنن پاک جان را
  52. بخش ۲۳۲ - دل اندر سینه گوید دلبری هست دل اندر سینه گوید دلبری هست
  53. بخش ۲۳۳ - عرب خود را به نور مصطفی سوخت عرب خود را به نور مصطفی سوخت
  54. بخش ۲۳۴ - خلافت بر مقام ما گواهی است خلافت بر مقام ما گواهی است
  55. بخش ۲۳۵ - در افتد با ملوکیت کلیمی در افتد با ملوکیت کلیمی
  56. بخش ۲۳۶ - هنوز اندر جهان دم غلام است هنوز اندر جهاندم غلام است
  57. بخش ۲۳۷ - محبت از نگاهش پایدار است محبت از نگاهش پایدار است
  58. بخش ۲۳۸ - به ملک خویش عثمانی امیر است به ملک خویش عثمانی امیر است
  59. بخش ۲۳۹ - خنک مردان که سحر او شکستند خنک مردان که سحر او شکستند
  60. بخش ۲۴۰ - به ترکانرزوئی تازه دادند به ترکانرزوئی تازه دادند

متن اشعار به نقل از گنجور.