پرش به محتوای اصلی
اقبال لاهوری اقبال لاهوری

ارمغان حجاز

بخش ۱۸۹ - ز دوزخ واعظ کافر گری گفت

ز دوزخ واعظ کافر گری گفت

حدیثی خوشتر از وی کافری گفت

«نداند آن غلام احوال خود را

که دوزخ را مقام دیگری گفت»

ادامه‌ی ارمغان حجاز

  1. بخش ۱۹۱ - پسر را گفت پیری خرقه بازیپسر را گفت پیری خرقه بازی
  2. بخش ۱۹۲ - به کام خود دگر آن کهنه می ریزبه کام خود دگر آن کهنه می ریز
  3. بخش ۱۹۳ - بگیر از ساغرشن لاله رنگیبگیر از ساغرشن لاله رنگی
  4. بخش ۱۹۴ - نصیبی بردم از تاب و تب اونصیبی بردم از تاب و تب او
  5. بخش ۱۹۵ - سراپا درد و سوز شنائیسراپا درد و سوز آشنائی
  6. بخش ۱۹۶ - بروی من در دل باز کردندبروی من در دل باز کردند
  7. بخش ۱۹۷ - ز رومی گیر اسرار فقیریز رومی گیر اسرار فقیری
  8. بخش ۱۹۸ - خیالش با مه و انجم نشیندخیالش با مه و انجم نشیند
همه‌ی ارمغان حجاز ←

اقبال لاهوری درباره‌ی اقبال لاهوری

علامه محمد اقبال لاهوری در سال ١٨٧٣ میلادی در شهر سیالکوت ایالت پنجاب به دنیا آمد. در لاهور تحصیل کرد و سپس در کمبریج و مونیخ به مطالعه در فلسفه و حقوق پرداخت. سپس به لاهور بازگشت و به وکالت مشغول شد.اقبال معتقد است که روح قرآن با تعلیمات یونانی سازگاری ندارد و بسیاری از گرفتاریها از اعتماد به یونانیها ناشی شده است. تش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.