پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۴ - حکایت

قصه‌خوانی بر سر حرفم رسید

گفت روزی شیخ‌ِ عالم بوسعید

با مرید چند بیرون شد به گشت

از قضا بر آسیایی برگذشت

در تحیر ماند از آن سرگشتگی

با همه تیزی بدان آهستگی

با مریدان گفت پس رازی نهفت

با من این سنگ از زبان حال گفت

کاین همه دام از پی یک دانه چیست‌؟

همچو او باش این همه افسانه چیست‌؟

با همه سرگشتگی باری به پشت

می‌دهم نرم ارچه می‌یابم درشت

گر گرانی باشدم از یار خویش

هم سبک‌روحم من اندر کار خویش

ای دل سنگین گران‌جانی مکن

کار جانبازان به نادانی مکن

کم زنی را پیشه کن در راه دین

کم زنی بیش از همه یابی یقین

کمتر از کم شو اگر داری خبر

این طریق کاملان است ای پسر

گر تو را با کار خود کاری بدی

طاعت صد ساله زناری بدی

بی‌نیازی بر نتابد بود تو

تاب این آتش ندارد عود تو

از تو بد مستی نمی‌باید تو را

زانکه ‌«دع نفسک‌» همی‌آید تو را

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۶ - در بیان معرفت اسلام و کیفیت آنهان دهان این گوهر کان خرد
  2. بخش ۷ - در بیان معرفت نماز و کیفیت آننفس تست آلوده حرص و هوا
  3. بخش ۸ - در بیان معرفت زکوة و کیفیت آنمالها داری تو ای صاحب نصاب
  4. بخش ۹ - در بیان معرفت روزهتا تو باشی بسته هر بیم و تاب
  5. بخش ۱۰ - در بیان معرفت حجزین گریبان هر که سر برمی زند
  6. بخش ۱۱ - در بیان معرفت علمای گرامی گوهر عالی نسب
  7. بخش ۱۲ - در بیان معرفت توحیدچون مسافر گشتی اندر راه دین
  8. بخش ۱۳ - در بیان تعریف عارفچون بوحدت درگذشتی از دوئی
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.