پرش به محتوای اصلی
امیر حسینی هروی امیر حسینی هروی

کنز الرموز

بخش ۳ - در بیان معرفت و نصیحت گوید

هان حسینی این همه سودا چراست

بر سر بازارت این غوغا چراست

بشکن این گوهر که مقدارش نماند

در دو عالم یک خریدارش نماند

مرغ زیرک باش بشکن دام را

خاک ره بر سر فکن ایام را

آتش انگیز است هر بادی که هست

بر گذر زین محنت آبادی که هست

جای غولست این سرای پر نهیب

مردمی خواهی از این مردم مکیب

این سگ نفست چو روبه پرفنست

خواب خرگوشت دهد این روشنست

چون تک آهو نداری در نبرد

ای دهان بسته در این صحرا مگرد

بیشه پر شیر است از آن پرهیز کن

چون پلنگان سوی صحراخیز کن

ای غریب خسته درتابی هنوز

کاروان بگذشت و در خوابی هنوز

آدمی خوار است چرخ خیره گرد

تا نگردی غافل ای داننده مرد

با که کرد این چرخ سرگردان وفا

این طمع خامست و این دانش خطا

یک قدح بی رنج مخموری کراست

هر گلی را زخم خاری در قفاست

این نمایشها بروی روزگار

میتوان دیدن بچشم اعتبار

با چنین گردنده حالاتی که هست

دیده بردوز از خیالاتی که هست

بی تصرف باش در راه یقین

هرکه بد باشد تو او را نیک بین

درد اگر قسم تو آید نوش کن

صافش انگار این سخن در گوش کن

ادامه‌ی کنز الرموز

  1. بخش ۵ - در بیان معرفت عشق و تحقیق آنچون سمند فکرتم جولان نمود
  2. بخش ۶ - در بیان معرفت اسلام و کیفیت آنهان دهان این گوهر کان خرد
  3. بخش ۷ - در بیان معرفت نماز و کیفیت آننفس تست آلوده حرص و هوا
  4. بخش ۸ - در بیان معرفت زکوة و کیفیت آنمالها داری تو ای صاحب نصاب
  5. بخش ۹ - در بیان معرفت روزهتا تو باشی بسته هر بیم و تاب
  6. بخش ۱۰ - در بیان معرفت حجزین گریبان هر که سر برمی زند
  7. بخش ۱۱ - در بیان معرفت علمای گرامی گوهر عالی نسب
  8. بخش ۱۲ - در بیان معرفت توحیدچون مسافر گشتی اندر راه دین
همه‌ی کنز الرموز ←

امیر حسینی هروی درباره‌ی امیر حسینی هروی

رکن الدین حسین بن عالم بن ابی الحسن حسینی غوری هروی (سال ولادت نامعلوم در ده «گرو» از بلاد «غور»، درگذشته به سال ۷۱۸ هجری قمری در هرات) متخلص به «حسینی» و مشهور به «اَمیرْ حُسِینی» و همچنین «امیرحسینی سادات»، «امیرسیدحسینی» و ملقب به «جنید ثانی» شاعر بزرگ هرات و از مشایخ طریقت سهروردی است. منظومهٔ «گلشن راز» شیخ محمو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.