پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

ودیعة البدیعه

بخش ۹

صورت از عارض است بر مرآت

نیست تبدیلی از جمیع جهات

در بر آیینه راکه صورت اوست

حس گمان می برد که عارض روست

لیک داند خرد که عارض نیست

این اثر هم به فرض فارض نیست

نیست قائم به سطح آینه آن

نه به عمق وی آن کند سریان

عکس و آیینه نسبتی دارند

ربط عاری ز کلفتی دارند

حس توهم کند که آن صورت

عارض آینه ست، بی شبهت

غلط وهم، از حد افزون است

شبهاتش ز حصر بیرون است

عاقلی لفظ عارض ارگوید

رَهِ مقصود معنوی پوید

عکس آیینه ای که مفروض است

کی قیام عرض به معروض است؟

نسبتی خاص در میان آمد

از خفا، عکس در عیان آمد

صورت، آیینه را نفرساید

جز نمایندگی نیفزاید

در حصول و زوالش آیینه

با جمال و کمال دیرینه

زین نمط عین ثابت است وجود

یافت چون نسبتی، شود موجود

نسبت، امکان شناس و استعداد

فهو الکلّ مبدأ و معاد

ادامه‌ی ودیعة البدیعه

  1. بخش ۱۱گر به هستی نظر کند عارف
  2. بخش ۱۲بسته بودم زبان ولی ناچار
  3. بخش ۱۳می نیارد عدم شود موجود
  4. بخش ۱۴هر حقیقت که برگشود جمال
  5. بخش ۱۵در مراتب اصول موجودات
  6. بخش ۱۶هستی از غیب خویش و از اطلاق
  7. بخش ۱۷پس نماید عروج را آهنگ
  8. بخش ۱۸نور ارواح و عالم اجساد
همه‌ی ودیعة البدیعه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.