پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

ودیعة البدیعه

بخش ۸

بر حقایق در وجود گشود

یافت اعیان خارجیه وجود

معنیش گرچه هست وجدانی

من عبارت کنم که برخوانی

باشدش گر نصیبی از ادراک

... فنحن ... هناک (در یک نسخه: کل مدری محن بهناک)

ممکنی چون ز ممکنات نبود

قابل افتد به استفادهٔ جود

آن شرایط که هستی غیبیش

خواهد آن را بیابد از کم و بیش

از خدا، با لسان استعداد

طلبد هستی که هست مراد

نسبتی خاص در میان ید

که به ذیل وجود بگراید

حکم و آثار عینی آن ذات

منعکس می شود در آن مرآت

ظاهر هستی است آیینه

جام گیتی نمای دیرینه

حکم و آثار آن کند سریان

متعین شود وجود، بدان

منطبع می شود به الوانی

که به هستی نمود سیلانی

اقتضا می کند همان نسبت

هستی خارجی ماهیت

ماهیت عارض وجود شود

شییء موجود از قیود شود

نه به معرض شود از آن، نه زیان

نه پذیرد زیادت و نقصان

صفتی زان نمی شود حاصل

بَرِ ذاتش نمی شود زایل

هست معروض ازین عروض مصون

نه مبدل شود نه کم نه فزون

چون عروض عرض به جوهر نیست

این قران چون قران دیگر نیست

در معیّت، وجود با اشیا

می نسازد تغیری پیدا

ادامه‌ی ودیعة البدیعه

  1. بخش ۱۰هستی بر مقیدات از حق
  2. بخش ۱۱گر به هستی نظر کند عارف
  3. بخش ۱۲بسته بودم زبان ولی ناچار
  4. بخش ۱۳می نیارد عدم شود موجود
  5. بخش ۱۴هر حقیقت که برگشود جمال
  6. بخش ۱۵در مراتب اصول موجودات
  7. بخش ۱۶هستی از غیب خویش و از اطلاق
  8. بخش ۱۷پس نماید عروج را آهنگ
همه‌ی ودیعة البدیعه ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.