پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

صفیر دل

بخش ۱ - مثنوی صفیر دل

ثناهای شایسته دلدار را

سپاس فراوان ز ما، یار را

ثنایی که عالی سپاسان کنند

سپاسی که یزدان شناسان کنند

به عجز و سرافکندگی سر نهم

به سر از گل سجده افسر نهم

به خشکی چو بندم به افسوس لب

طراوت دهم از زمین بوس لب

زبان از ثنا نخل موسا کنم

به یاد رخی، سینه سینا کنم

چو خورشید از آن آتش سینه سوز

نفس را کنم صبح گیتی فروز

به سر تاج شاهی نهم نامه را

لوای الهی کنم خامه را

مداد و قلم عنبر تر شود

خط و خال رخسار دفتر شود

ازین رشحه، خرّم کنم داغ را

طراوت ز شبنم دهم باغ را

به بستان جان آبیاری کنم

ز نی چشمهٔ خضر جاری کنم

به فرق سخن برنهم تاج حمد

زبان را فرستم به معراج حمد

نفس گرم چون برق سوزان شود

دل از حمد یزدان فروزان شود

زبانم به آتش زند دامنی

ز تفسیده گلخن دمد گلشنی

به عرش حقیقت لوایی زنم

نیازآوران را صلایی زنم

ادامه‌ی صفیر دل

  1. بخش ۳ - نیایش سرور عرش مسیر، نخستین نقش تقدیر، وسیلهٔ کارگاه ایجاد رابطهٔ مبدأ و معاد سلام الله علیه و علی آله الامجاددل و دیده ها فرش در راه کیست؟
  2. بخش ۴ - نخل بندی این دلگشا چمن به ستایش خاقان سخنقلم اوّلین زادهٔ قدرت است
  3. بخش ۵ - جبین سایی خامه بر آستان عشقچه سان مدحت عشق سازم رقم؟
  4. بخش ۶ - حکایتشنیدم تهی دست بی حاصلی
  5. بخش ۷ - حکایت طفلی که ماری در دست داشت و تشبیه دنیا به آنیکی طفل دیدم به شوق و شعف
  6. بخش ۸ - حکایتمن و زشت رویی به عزم حجاز
  7. بخش ۹ - کام بخشی خامهٔ حکمت نگار به یاد خلاصهٔ ادوار و نقاوهٔ اخیار والد بزرگوار حشره الله مع الاطهارعطارد مرا گشته آموزگار
  8. بخش ۱۰ - مناجاتخدایا به جاه خداوندیت
همه‌ی صفیر دل ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.