پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قطعات

شمارهٔ ۷ - در وصف خود و انتقاد از بی هنران

ازچهل سال فزون شد که به شیرین سخنی

من چو خورشید در اقطار جهانم مشهور

آن سرافیل نفس سوخته ام کزتف دل

می دمد از گلوی خامهٔ من نفخهٔ صور

بالد از تربیت نالهٔ من شعلهٔ شوق

زیر بال نفسم، گرم شود آتش طور

هر گهر کز رک نیسان قلم ریخته ام

بود آویزه ی گوش و بر ایام و شهور

دشمن و دوست، چه دانا و چه نادان، گیرند

مصرعم را به صد اکرام چو بیت معمور

وحش و طیر از اثر نالهٔ من در شورند

چون سراییدن داوود، به آیات زبور

طرفی ازشهرت وازشعرکه بستم این است

که سخن، قدر مرا کرد به عالم مستور

ذلّت شعر، فرو برد مرا در دل خاک

زیر این گرد کسادی شدهام زنده به گور

آن فرومایهٔ بیچاره که امروز، زبان

بگشاید به سخن، با همه سامان قصور

نه شکوهی، نه شعوری، نه زبانی، نه دلی

لفظ را عار ز ربط وی و از معنی عور

از دهن هر چه برآرد، به گریبانش رود

می زند بیهده از بهر خود این خر، طنبور

به کتاب لغت و دفتر اشعار کند

از رَهِ کدیه، به دریوزهِ الفاظ مرور

کند از جهل مرکّب سیه ارچند ورق

آن سجلّی ست به حُمقش، برِ اصحاب شعور

طرف او چیست ندانم ز سخن، حیرانم؟

که به امّید چه، این پیشه به خود بسته به زور؟

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۹ - قطعه در نکوهش روزگار خویشروزگاریست، عقل می کوبد
  2. شمارهٔ ۱۰ - بثّ و شکویٰچون زادم از نتایج علوی به مهد خاک
  3. شمارهٔ ۱۱ - قطعه در شکایتخون در دلم ازکاوش ایام نمانده ست
  4. شمارهٔ ۱۲ - قطعه در شکوه از بختحزین، از جهان دژم، خاطرم
  5. شمارهٔ ۱۳ - قطعه در شکایت بعضی از مردم زمان خودقدر هر سفله، از تو گشت علم
  6. شمارهٔ ۱۴ - قطعه در صفت دنیاطلباندنیاطلبان سهیم خود را
  7. شمارهٔ ۱۵ - معنی لفظ حیاتای چرخ، باید از تو در تن عرصه کم زدن
  8. شمارهٔ ۱۶ - صحبت نامردمانافتاده ام به صحبت نامردمان حزین
همه‌ی قطعات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.