پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قطعات

شمارهٔ ۴۰ - مطایبه

پرسید دوش ساده دلی از من این سخن

با سینهٔ پرآتش و با دیدهٔ پرآب

کاندر زمانه هر چه بود، نیست بی سبب

خواه آشکار جلوه کند، خواه در حجاب

این معنی ازکجا زده سر، در تعجبم

کابنای هند، جملگی از شیخ تا به شاب

یکباره، بعد حادثهٔ جان گسل که شد

از التهاب آتش آن، سینهها کباب

چون کلک کجروی که ز مِسطر بدر رود

گردیده اند یک قلم، از جادهٔ صواب

زین گوشمال حادثه، گشتند گنده تر

مانند فضله ای که فتد بر وی آفتاب

گفتم درین سوال که کردی شگفت نیست

در کسوت مثال، کنم روشنت جواب

چون قحبه، سر زکوی خرابات برکند

یکبارگی نیفکند اوّل ز رخ نقاب

گاهی حیا به خاطرش آید، گهی حذر

در نیم شب، زند به حریفان می و رباب

امّا فتاد چون به کف شحنه و عسس

گردد خلاص اگر، زخم و پیچ احتساب

آسوده خاطر است ز اندیشهٔ جهان

دیگر حریف او نتوان شد به هیچ باب

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۲ - در ذمّ بعضی از اصحاب غرورای صاحبی که مایهٔ تفریح عالمی
  2. شمارهٔ ۴۳ - در مذمّت گرمادر جهنمکده هند که از تاب هوا
  3. شمارهٔ ۴۴ - تضمین از سعدیبود بر محملم، دل چون درایی
  4. شمارهٔ ۴۵ - قطعهای مژه و غمزه ات، صفدر صاحب قران
  5. شمارهٔ ۴۶ - قطعهآتش زده ایم اختران را
  6. شمارهٔ ۴۷ - قطعهدوش دلم چون کشید خنجر آه از قراب
  7. شمارهٔ ۴۸ - صحبت ناجنسدارم آزرده دلی، تنگ تر از دیدهٔ میم
  8. شمارهٔ ۴۹ - در تفاخر ۱شاعر و شعر شناسان، قلمم را به زبان
همه‌ی قطعات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.