پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

قطعات

شمارهٔ ۴۹ - در تفاخر ۱

شاعر و شعر شناسان، قلمم را به زبان

رفته ابطای حقی گاه و گه ابطای یلی؟

گاه در طول کند صف شکنی، گاه به عرض

ذوالفقار کف خصم افکن کرار علی

گر گذارد قدمی سوی چپ و راست، سزاست

از تهمتن نبود عیب، به میدان یلی

زلف لیلی ست سوادم، چه پریشان، چه به خم

توبه پرداز به آرایش زلف عملی

نکته گر لاغر و گر فربه، از آن هیچ نکاست

مصحفم گاه بود رحلی و گاهی بغلی

وقفه یک جا نکند خامهٔ نورافشانم

مهر، گاهی اسدی باشد و گاهی حملی

کرده بر دایره ام حلقه به گوش خط یار

رشک خورشید بود نقطهام از بی بدلی

نقش کلکم که بود روشنی چشم خرد

کرده، در دیدهٔ بی نور حسودان، سَبَلی

یابی از خامهٔ من، خضر صفت عمر ابد

بینی از نامه ی من پرتو فیض ازلی

می کند فرق، دماغی که بود بوی شناس

عنبری از من و زین گَندَه دهانان بَصَلی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۱ - تغزّلبحری ست محیط غم که در خون
  2. شمارهٔ ۵۲ - تاریخ بنای مسجدی که در بنارس متصل به مقبرهٔ حزین استجبهه بر خاک نه درین مسجد
  3. شمارهٔ ۵۳ - در تاریخ فوت پدر دانشمند خود گفته استعلامهٔ دهر، والد والا شان
  4. شمارهٔ ۵۴ - در تاریخ فوت عالمی عبدالله نام۳نور دل و دیده، مجلس آرای زمان
  5. شمارهٔ ۵۵ - به یکی از بزرگان نوشته استای که دارد لوای اقبالت
  6. شمارهٔ ۵۶ - در تاریخ تدوین چهارمین دیوان خود فرموده استهزار و یکصد و پنجاه و پنج هجری بود
همه‌ی قطعات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.