پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

رباعیات

شمارهٔ ۸۲

آن سبزه که از گلت برون می آید

مشکیست که نقش بند خون می آید

گفتم که نقینه مگر مصر گذشت؟

خود موکب بغداد کنون می آید

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۸۴در ده قدح درد که در می باید
  2. شمارهٔ ۸۵آتش زده در هجر تو گرمی باید
  3. شمارهٔ ۸۶در عشق نماند دیده را جای امید
  4. شمارهٔ ۸۷هر لحظه کنی دلا یکی درد شکار
  5. شمارهٔ ۸۸ای رنگ رخت جامه جادوی بهار
  6. شمارهٔ ۸۹خط تو کشیده زهره را نیل ای یار
  7. شمارهٔ ۹۰جانا تن نالان که نماندست ببر
  8. شمارهٔ ۹۱دوش آن بت زرین کمر سیمین بر
همه‌ی رباعیات ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.