پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۶۰ - در مدح نظام الملک محمد گوید

مرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم

که شهریار جهان پادشاه هفت اقلیم

خزانهای ممالک هم مفوض کرد

برای آنکه به حق یافت بر جهان تقدیم

نظام ملک و قوام جهان خداوندی

که کرد جانب او را خدایگان تعظیم

یگانه صاحب عادل محمد آنکه بود

به نزد جودش دریا بخیل و ابر لئیم

زحل محلی و برجیس منظری که سزد

مهش سفیر و عطارد دبیر و زهره ندیم

قد موافق او راست تر ز شکل الف

دل مخالف او تنگ تر ز حلقه میم

جهان خراب شدستی ز باس او بی شک

اگر نبودی زین گونه بردبار و رحیم

چو مادحی که ببوسید خاک درگه او

ببرد زر درست و نبرد عذر سقیم

ز دست جودش اگر مال در عناست چه شد؟

ز جود دستش خلق است در میان نعیم

خهی عنایت تو بر ولی دلیل بهشت

زهی سیاست تو بر عدو نشان جحیم

اگر نسیم ز خلق تو گیردی تأثیر

وگر سحاب ز جود تو یابدی تعلیم

کمینه نفحه این باشدی چو مشک تبت

کهینه قطره آن گرد دی چو در یتیم

فلک حسود ترا زان نمی کند فانی

که مردن آنرا بهتر ز زیستن در بیم

مخالفت مثلا گر مه سما گردد

شود ز خامه انگشت شکل تو بدو نیم

بزرگوارا نبود عجب که شاه جهان

گزید بهر خزاین ترا حفیظ و علیم

تو کوه حلمی و شاه آفتاب معلوم است

که کوه باشد گنجور آفتاب مقیم

کنون بدیع نباشد که سعی تو سازد

برای نقد خزانه ز مهر و مه زر و سیم

خجسته خلعت شاه جهان چو پوشیدی

بطالعی که تولا کند بدو تقویم

چو نای دشمن جاه تو باد پیماید

که همچو ابر زند طبل را به زیر گلیم

همیشه تا که چمن بشکفد به آب زلال

همیشه تا که هوا تر شود به باد نسیم

نسیم خلق تو بادا ز معجزات مسیح

زلال عفو تو بادا ز چشمهای کلیم

ز رای پیر تو شاه جهان چنان بادا

کز آفتاب و فلک سازد افسر و دیهیم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۲ - در صفت هندوستان و مدح سلطان بهرام شاه گویدمی بنازد باز گوئی خطه هندوستان
  2. شمارهٔ ۶۳ - در مرثیه جمال الدین احمد قاضی سرایدای دلت بی خبر از مملکت عالم جهان
  3. شمارهٔ ۶۴ - در مدح آتسز خوارزم شاه گویددیدم به خواب دوش براقی ز نور جان
  4. شمارهٔ ۶۵ - این مرثیه از برای والده سلطان سعید ولد بن بهرام شاه گوید (کذا)آراستند روضه آرامگاه جان
  5. شمارهٔ ۶۶چون شمع روز روشن از ایوان آسمان
  6. شمارهٔ ۶۷ای رایت آفتاب و محلت بر آسمان
  7. شمارهٔ ۶۸ای دور ملک تو سبب دور آسمان
  8. شمارهٔ ۶۹خدای داند و بس تا چه خرم است جهان
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.