پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح او گفت در تهنیت تحویل سال

بشگفت در بهار سعادت نهال ملک

تازه است روی بخت که برگشت سال ملک

از چشم گوش ساز که بی ترجمان صوت

گوید همی ثنای شهنشاه حال ملک

خورشید سایه بان کند از نور وقت بار

تا چشم اختران نرسد در جمال ملک

عین کمال ملک خداوند عالم است

عین کمال دور ز عین کمال ملک

پشت سپاه و روی سپهر و پناه دین

آرام تخت و رفعت تاج و جلال ملک

شد پاسبان سیاست بیدار او چنانک

فتنه به خواب بیش نبیند خیال ملک

طاوس وار از جهت جلوه پر گشاد

چتر همای سایه او پر و بال ملک

او خود چو کعبه است کز احرام خدمتش

گشتست سجده گاه سران پایمال ملک

از حمله تو خیزد باد وزان فتح

وز رحمت تو زاید آب زلال ملک

از آفتاب روی تو چون روز نوبهار

هر ساعتی فراخ تر است این مجال ملک

تا بر نیاید از طرف مغرب آفتاب

بدرت یکی به زیر مباد از هلال ملک

ایام را مباد فراق از لقای تو

از عمر خویش برخور و باز از وصال ملک

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۴ - در مدح منتخب الملک ابوعلی حسن گویدطلوع خسرو سیارگان به برج حمل
  2. شمارهٔ ۵۵ - هم در مدح او گویدکاری بگزاف می گذارم
  3. شمارهٔ ۵۶داند جهان که قره عین پیمبرم
  4. شمارهٔ ۵۷ - در مدح محمود بن محمدخان خواهر زاده سلطان سنجر گویدفسانه گشت بیک بار داستان کرم
  5. شمارهٔ ۵۸ - این قصیده از سر تأسف گفته به نشابور فرستادمن همان طوطی شکر سخنم
  6. شمارهٔ ۵۹ - در بادیه به التماس امیر حاج گفتهجان میبرد به عشرت حوران گلشنم
  7. شمارهٔ ۶۰ - در مدح نظام الملک محمد گویدمرا به وقت سحر دوش مژده داد نسیم
  8. شمارهٔ ۶۱چون ز غزنین کردم آهنگ ره هندوستان
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.