پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۴۸ - وله

گهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس

نتیجه آمده بحری ز گوهر عباس

ابوالمحاسن عبدالصمد که بخت آمد

بنای دولت و دین را قوی نهاد اساس

کشیده تیغ چو مهر است عزم او در حرب

گشاده چشم چو چرخ است حزم او در پاس

زهی ضمیر چو بحرم فشانده بر سر تو

هزار گوهر معنی بصد هزار اساس

گشاده لطف تو چون ابر دیدهای امید

کشیده عنف تو چون برق چشمهای هراس

از آنکه صاحب سری روا بود که ترا

ز سر دلها یک یک خبر دهد انفاس

بکنه فضل و بزرگی نه ابن عم توام

ز مقتضای کرم قدر ابن عم بشناس

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۰ - ایضا سلطان بهرام شاه غزنوی را مدح کندگل دل بشکفد ز دیدارش
  2. شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان بهرام شاه غزنوی گویدگهر بر زر همی بارم ز یاقوت در افشانش
  3. شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح او گفت در تهنیت تحویل سالبشگفت در بهار سعادت نهال ملک
  4. شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیرحسام الدین گویدای به حق آرزوی جان ملوک
  5. شمارهٔ ۵۴ - در مدح منتخب الملک ابوعلی حسن گویدطلوع خسرو سیارگان به برج حمل
  6. شمارهٔ ۵۵ - هم در مدح او گویدکاری بگزاف می گذارم
  7. شمارهٔ ۵۶داند جهان که قره عین پیمبرم
  8. شمارهٔ ۵۷ - در مدح محمود بن محمدخان خواهر زاده سلطان سنجر گویدفسانه گشت بیک بار داستان کرم
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.