پرش به محتوای اصلی
سید حسن غزنوی سید حسن غزنوی

قصاید

شمارهٔ ۴۶ - هم در مدح بهرام شاه گفت در شکارگاه

ناگاه چو بشنید شهنشه خبر شیر

فرمود که تازید سبک بر اثر شیر

چندانکه خبر گشت یقین شاه ز مرکب

بر پیل شد و کرد چو شاهان خطر شیر

خود شاه در این بود که در لشکر منصور

آوازه در افتاد که اینک خبر شیر

آهو بره بر پشته و گور از گله بر بست

اقبال خداوند جهان رهگذر شیر

بازوش قوی باد که در حین ز کمان چرخ

بر چرخ رسانید نفیر و نفر شیر

گه شیر به چنگال همی خست پی پیل

گه پیل به خرطوم همی کوفت سر شیر

چون پنجه فصاد گهی ناز و گهی نیش

در کرد مر آن پنجه بر نیشتر شیر

کوشید چو بیلک ز دلش نیش چو بگذشت

تاریک شد آن دیده خیره نگر شیر

تا پنج عدد شیر نیفکند شهنشه

نامد بسوی خوابگه از آبخور شیر

تیرش سوی آن جوی که در بیشه همی رفت

بگشاد زه از چشمه خون جگر شیر

ای آنکه رکابت چو سوی بیشه گذر کرد

جان بود همه خدمتی ما حضر شیر

هم ذات ترا باره سیمین ز تن پیل

هم تیر ترا ترکش زرین ز بر شیر

چونان برهانیدی شیران عرین را

کاهو مثل آورد ز حزم و حذر شیر

بو کز سرطان آید در سنبله خورشید

کامسال بگردد ز نهیب تو سر شیر

زین پس سکرة در ازان کز بیخ پلید؟

با نور نشیند ز عواقب ز بتر شیر؟

ای شاه بدشت آهو و نخجیر و دد و دام

گویند همی هر یک عیب و هنر شیر

رفتند گوزنان بره تهنیت گور

گشتند شکالان بعرین نوحه گر شیر

هر لحظه از آن خون شکاری بشماتت

دم دم همه آشامند خون هدر شیر

زین یک اثر تو که جهان پر خبرت باد

روباه ندارد خبر و نه اثر شیر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۸ - ولهگهر نتیجه بحر است و بر خلاف قیاس
  2. شمارهٔ ۴۹ - در مدح بهرام شاه در جواب رشید وطواط گویدچو ساخت در دل تنگم چنین مکان آتش
  3. شمارهٔ ۵۰ - ایضا سلطان بهرام شاه غزنوی را مدح کندگل دل بشکفد ز دیدارش
  4. شمارهٔ ۵۱ - در مدح سلطان بهرام شاه غزنوی گویدگهر بر زر همی بارم ز یاقوت در افشانش
  5. شمارهٔ ۵۲ - هم در مدح او گفت در تهنیت تحویل سالبشگفت در بهار سعادت نهال ملک
  6. شمارهٔ ۵۳ - در مدح امیرحسام الدین گویدای به حق آرزوی جان ملوک
  7. شمارهٔ ۵۴ - در مدح منتخب الملک ابوعلی حسن گویدطلوع خسرو سیارگان به برج حمل
  8. شمارهٔ ۵۵ - هم در مدح او گویدکاری بگزاف می گذارم
همه‌ی قصاید ←

سید حسن غزنوی درباره‌ی سید حسن غزنوی

حسن غزنوی (با نام کامل: اشرف‌الدین ابو محمد حسن بن محمد حسینی غزنوی (۵۳۵–۵۶۵ قمری)) مشهور به اشرف و با تخلص «حسن»، شاعر و واعظ سده ششم هجری است. اشرف الدین بخش عمده عمر خویش را به خدمتگزاری پادشاه غزنوی، بهرام‌شاه و نیز مدتی را هم به خدمت سلطان سنجر سلجوقی گذراند. وی در بیشتر قالب‌های شعری طبع‌آزمایی کرده و از معاصرین...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.