پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۶۲

یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي

یا رب چه درخور آمد گِردَش خط هلالی

حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم

تا خود چه نقش بازد این صورت خیالی

می ده که گرچه گشتم نامه‌سیاه عالم

نومید کی توان بود از لطف لایزالی

ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش

تا در به در بگردم قَلّاش و لااُبالی

از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک

امن و شرابِ بی‌غش، معشوق و جای خالی

چون نیست نقش دوران در هیچ حالْ ثابت

حافظ مکن شکایت تا می خوریم حالی

صافیست جام خاطر در دور آصف عهد

قُمْ فَاسْقِني رَحیقاً أَصْفیٰ مِنَ الزُّلالِ

اَلْمُلْکُ قَد تَباهیٰ مِن جِدِّهِ و جَدِّه

یا رب که جاودان باد این قدر و این معالی

مسندفروز دولت، کانِ شکوه و شوکت

برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۶۴بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۵رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۶این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۷زان می عشق، کز او پخته شود هر خامی
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۸که بَرَد به نزد شاهان ز من گدا پیامی؟
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۹أَتَتْ رَوائِحُ رَنْدِ الْحِمیٰ و زادَ غَرامی
  7. غزل شمارهٔ ۴۷۰سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
  8. غزل شمارهٔ ۴۷۱ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.