پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۵۷

هزار جهد بکردم که یار من باشی

مرادبخش دل بی‌قرار من باشی

چراغِ دیدهٔ شب‌زنده‌دار من گردی

انیسِ خاطر امّیدوار من باشی

چو خسروانِ ملاحت، به بندگان نازند

تو در میانه، خداوندگار من باشی

از آن عقیق که خونین‌دلم ز عشوهٔ او

اگر کنم گله‌ای غم‌گسار من باشی

در آن چمن که بتان، دست عاشقان گیرند

گرت ز دست برآید، نگار من باشی

شبی به کلبهٔ احزانِ عاشقان آیی

دمی انیسِ دلِ سوگوارِ من باشی

شود غزالهٔ خورشید، صید لاغر من

گر آهویی چو تو یک دم، شکار من باشی

سه بوسه کز دو لبت، کرده‌ای وظیفهٔ من

اگر ادا نکنی، قرض‌دار من باشی

من این مراد ببینم به خود که نیم‌شبی

به جای اشک روان، در کنار من باشی

من ار چه حافظ شهرم، جویی نمی‌ارزم

مگر تو از کرم خویش، یار من باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۵۹زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی
  2. غزل شمارهٔ ۴۶۰سُلَیمیٰ مُنذُ حَلَّت بِالْعراقِ
  3. غزل شمارهٔ ۴۶۱کَتَبتُ قِصَّةَ شَوقی و مَدمَعی باکی
  4. غزل شمارهٔ ۴۶۲یا مُبْسِماً یُحاکي دُرْجاً مِنَ اللِّآلي
  5. غزل شمارهٔ ۴۶۳سَلامُ اللّهِ ما کَرَّ اللَّیالي
  6. غزل شمارهٔ ۴۶۴بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
  7. غزل شمارهٔ ۴۶۵رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی
  8. غزل شمارهٔ ۴۶۶این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.