پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۶

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بُوَد که گوشهٔ چشمی به ما کنند

دَردَم نهفته بِه ز طبیبانِ مدعی

باشد که از خزانهٔ غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ درنمی‌کشد

هر کس حکایتی به تَصوّر چرا کنند؟

چون حُسنِ عاقبت نه به رندی و زاهدی‌ست

آن بِه که کارِ خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من‌یزیدِ عشق

اهلِ نظر معامله با آشنا کنند

حالی درونِ پرده بسی فتنه می‌رود

تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

صاحبدلان حکایتِ دل خوش ادا کنند

مِی خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بویِ یوسفم

ترسم برادران غَیورش قَبا کنند

بگذر به کویِ میکده تا زُمرِهٔ حضور

اوقاتِ خود ز بهر تو صرفِ دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که مُنعِمان

خیرِ نهان برایِ رضایِ خدا کنند

حافظ دوامِ وصل میسر نمی‌شود

شاهان کم التفات به حالِ گدا کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۹۸گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۹۹واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۰دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۱شرابِ بی‌غَش و ساقیِّ خوش دو دامِ رهند
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۲بُوَد آیا که درِ میکده‌ها بگشایند؟
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۳سال‌ها دفترِ ما در گرو صَهبا بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۴یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.