پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۸

گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟

گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنند

گفتم خَراجِ مصر طلب می‌کند لبت

گفتا در این معامله کمتر زیان کنند

گفتم به نقطهٔ دهنت خود که بُرد راه؟

گفت این حکایتیست که با نکته‌دان کنند

گفتم صَنم‌پَرست مشو با صَمَد نشین

گفتا به کویِ عشق هم این و هم آن کنند

گفتم هوایِ میکده غم می‌بَرَد ز دل

گفتا خوش آن کَسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خِرقه نه آیینِ مذهب است

گفت این عمل به مذهبِ پیرِ مغان کنند

گفتم ز لَعلِ نوش‌ْلبان پیر را چه سود؟

گفتا به بوسهٔ شِکَرینَش جوان کنند

گفتم که خواجه کِی به سرِ حجله می‌رود؟

گفت آن زمان که مشتری و مَه قِران کنند

گفتم دعایِ دولت او وِردِ حافظ است

گفت این دعا ملایکِ هفت آسمان کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۰۰دانی که چنگ و عود چه تَقریر می‌کنند؟
  2. غزل شمارهٔ ۲۰۱شرابِ بی‌غَش و ساقیِّ خوش دو دامِ رهند
  3. غزل شمارهٔ ۲۰۲بُوَد آیا که درِ میکده‌ها بگشایند؟
  4. غزل شمارهٔ ۲۰۳سال‌ها دفترِ ما در گرو صَهبا بود
  5. غزل شمارهٔ ۲۰۴یاد باد آن که نَهانَت نظری با ما بود
  6. غزل شمارهٔ ۲۰۵تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
  7. غزل شمارهٔ ۲۰۶پیش از اینَت بیش از این اندیشهٔ عُشّاق بود
  8. غزل شمارهٔ ۲۰۷یاد باد آن که سرِ کویِ توام منزل بود
همه‌ی غزلیات ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.