پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

مطالع و متفرقات

شمارهٔ ۵

مانع گریه نشد چشم مرا دیدن تو

تاب خورشید کجا خشک کند دریا را

پرده بر داغ کشم چون روم از شهر برون

بر دل لاله چرا تنگ کنم صحرا را

کی به سودای دلم سلسله مویی برخاست

که سر زلف تو بر هم نزد آن سودا را

ادامه‌ی مطالع و متفرقات

  1. شمارهٔ ۷همدرد زلیخا شده یعقوب وگرنه
  2. شمارهٔ ۸مست آن بزمم که خون دل شراب ناب اوست
  3. شمارهٔ ۹تا اشک تو بر عارض پرنور فرو ریخت
  4. شمارهٔ ۱۰باز دل پای‌بند دام کسی‌ست
  5. شمارهٔ ۱۱بی غم چه گویمت که دلم چون در آتش است
  6. شمارهٔ ۱۲حسرت کشیم و آه دمادم متاع ماست
  7. شمارهٔ ۱۳منم که خون جگر، لاله‌زار باغ من است
  8. شمارهٔ ۱۴در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت
همه‌ی مطالع و متفرقات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.