پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

مطالع و متفرقات

شمارهٔ ۱۰

باز دل پای‌بند دام کسی‌ست

روز و شب گوش بر پیام کسی‌ست

گو نفس بعد ازین ز سینه تنگ

پا برون نه، که این مقام کسی‌ست

هیچ‌کس نیست در جهان آزاد

هرکه را بنگری به دام کسی‌ست

ادامه‌ی مطالع و متفرقات

  1. شمارهٔ ۱۲حسرت کشیم و آه دمادم متاع ماست
  2. شمارهٔ ۱۳منم که خون جگر، لاله‌زار باغ من است
  3. شمارهٔ ۱۴در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت
  4. شمارهٔ ۱۵از جوش دلم دیده پر از پاره خون است
  5. شمارهٔ ۱۶افروختی ز باده و رنگ بتان شکست
  6. شمارهٔ ۱۷چشم من چارست تا جانانه‌ای پیدا شود
  7. شمارهٔ ۱۸به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
  8. شمارهٔ ۱۹نه اشک است این که هر ساعت ز چشم من فرو ریزد
همه‌ی مطالع و متفرقات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.