پرش به محتوای اصلی
قدسی مشهدی قدسی مشهدی

مطالع و متفرقات

شمارهٔ ۱۴

در دلم مهر تو بهر دگری جا گذاشت

در سرم آتش سودای تو سودا نگذاشت

با فسون سخنت دعوی اعجاز مسیح

بود حرفی لبت آن هم به مسیحا نگذاشت

آب یا رب ز که گیرد پس ازین ابر بهار

رشک چشم تر من، آب به دریا نگذاشت

ادامه‌ی مطالع و متفرقات

  1. شمارهٔ ۱۶افروختی ز باده و رنگ بتان شکست
  2. شمارهٔ ۱۷چشم من چارست تا جانانه‌ای پیدا شود
  3. شمارهٔ ۱۸به بزم، چهره ز می برفروختن دارد
  4. شمارهٔ ۱۹نه اشک است این که هر ساعت ز چشم من فرو ریزد
  5. شمارهٔ ۲۰دلم را صبحدم آواز نی دیوانه می‌سازد
  6. شمارهٔ ۲۱بی جمالت چشمم از خون خجلت جیحون دهد
  7. شمارهٔ ۲۲هرگه نسیم زلف تو سوی چمن رود
  8. شمارهٔ ۲۳چه بخت است این که داغ از سینه‌ام پهلو بگرداند
همه‌ی مطالع و متفرقات ←

قدسی مشهدی درباره‌ی قدسی مشهدی

حاجی محمّدجان قدسی مشهدی یکی از شاعران و سخنوران ایرانی قرن یازدهم هجری قمری است. او در ابتدای زندگی از طریق بقالی زندگی می‌کرد اما پس از آنکه در شاعری مشهور شد به هندوستان رفت و وارد دربار شاه جهان شد. از قدسی مشهدی دیوانی بر جای مانده که در سال ۱۳۷۵ توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد به کوشش محمّد قهرمان به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.