پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۹۸

ای زدوده دل و زدوده سخن

تازه گشت از تو روزگار کهن

زائران سر نهاده اند بتو

مال تو زین قبل نگیرد تن

بگشائی دل یکی به سخا

بزدائی دل یکی بسخن

بی تو رادی چو دیده بی دیدار

بی تو شادی چو دست بی ناخن

وعده کردی مرا بزیر نخو

وعده خویش را خلاف مکن

آی آفت شهر و فتنه برزن

از روی تو خیره ماند مرد و زن

ماهی و که دید ماه سنگین دل

سروی و که دید سر و سیمین تن

ای من رهی آن دو چشم زوبین دار

ای من رهی آن دو دست زوبین زن

زان دستان بسته دل شده عاشق

زین زوبین خسته تن شده دشمن

گر من ز غم بمیرم سزد تا تو

با میر همی روی سوی ار من

چون جوشن پوشیدی گه رفتن

شد تیر علم را دلم بند جوشن

پیراهن آهن آن دلت بس باد

ز آهن چکنی تو نیز پیراهن

نه در خور جنگ و در خور رزمی

ای در خور بزم و در خور گلشن

یارب تو بگردان نیت خسرو

زین عزم درست کردن و رفتن

گر میر مرا رها کند زنده

به آید مرا زین غزا کردن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۰گر ندیدی بهشت و حورالعین
  2. شمارهٔ ۱۰۱آرامش جان من آرام روان من
  3. شمارهٔ ۱۰۲آواره شد از مسکن و مأوا صنم من
  4. شمارهٔ ۱۰۳از یار بریدن بسزا وار گزیدن
  5. شمارهٔ ۱۰۴ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن
  6. شمارهٔ ۱۰۵بر گرد مه ز عنبر ما هم زده سماطین
  7. شمارهٔ ۱۰۶ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
  8. شمارهٔ ۱۰۷ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.