پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۴

ای دل تو را بگفتم کز عاشقی حذر کن

بگذار نیکوان را وز مهرشان گذر کن

چون رویِ خوب بینی دیده فرازِ هم نه

چون تیر عشق بارد شرم و خرَد سپر کن

فرمان من نبُردی فرجام خود نجُستی

پنداشتی که گویم هر ساعتی بتر کن

هر گام عاشقی را صدگونه درد و رنج است

گر ایمنیت باید، از عاشقی حذر کن

ناکام من برفتی در دامِ عشق ماندی

چونست روزگارت؟ ما را یکی خبر کن

اکنون به صبر کردن ناید مراد حاصل

زین چاره باز مانی، رو چارهٔ دگر کن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۶ایا شده ز تو مدحت گران و زر ارزان
  2. شمارهٔ ۱۰۷ای آفتاب روشن تابان میان گلشن
  3. شمارهٔ ۱۰۸آن کس که گشت ایران ویران بدست او
  4. شمارهٔ ۱۰۹خداوندا به پیروزی همه گیتی گشادی تو
  5. شمارهٔ ۱۱۰اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو
  6. شمارهٔ ۱۱۱امیرا بر همه میران خداوند و امیری تو
  7. شمارهٔ ۱۱۲ای شهریار یار تو بس کردگار تو
  8. شمارهٔ ۱۱۳ای خسرو جوان و جوانبخت گاه نو
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.