پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۰

اکنون دهند خصمان ای شاه کام تو

واکنون کنند جان جهان را بنام تو

گر تو یکی پیام فرستی بشاه روم

آید بسر بخدمت دارالسلام تو

هستند نامدار تو شاهان این جهان

خوانند خطبه باز به عالم بنام تو

امید دشمن تو بمردان روم بود

تا شه کند رها پسرش را ز دام تو

گردند رومیان ز نهیب تو سر بسر

با آنکسی که هست چنو صد غلام تو

اکنون اگر بکار تو ناید عدو فراز

از بر بنار ماند زخم حسام تو

باشد مقام باقی خیلش میان خاک

چون پشت اسب جنگی باشد مقام تو

تا قلعه ها بود ببر اوستام او

مأمورها بود ببر او پیام تو

هرگز مباد کار جهان جز برای تو

هرگز مباد دور فلک جز بکام تو

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۲ای شهریار یار تو بس کردگار تو
  2. شمارهٔ ۱۱۳ای خسرو جوان و جوانبخت گاه نو
  3. شمارهٔ ۱۱۴ایا خسرو راد آزاده خو
  4. شمارهٔ ۱۱۵شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
  5. شمارهٔ ۱۱۶امیرا  بر تو فروردین فرخ باد و فرخنده
  6. شمارهٔ ۱۱۷شد از بهار خجسته سپاه برد شکسته
  7. شمارهٔ ۱۱۸ای بند بلا دیده و از بند بجسته
  8. شمارهٔ ۱۱۹ای نیزه تو گوی و دل دشمن انگله
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.