پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۱۸

ای بند بلا دیده و از بند بجسته

مردانه شده آمده بر شهر خجسته

بنشین و طرب کن بمین و مطرب و معشوق

کز جستن تو هست عدو زار نشسته

از دست عدو راست چنان آمده اینجا

کز دست رود باز گرسنه سوی مسته

مات از قبل خویش بدست نسپردیم

یزدان جهان داد بما باز بدسته

خود کردی شیری و دلیری که بجستی

جز تو بجهان نیست کس آنجای بجسته

نگشاد در شادی تا تو نگشادی

کز بستن تو بود در شادی بسته

زانست قوی شیر بگردون که بهرگاه

از خود بتن خویش رسولست فرسته

آنکس که نمی خواست شکسته دل تو شاد

از گرز تواش زود شود پشت شکسته

آن باد پس رنجت و آن باد پس غم

خصمان همه آواره و ضدان همه خسته

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۰ای جان بدسگالان جفت گداز کرده
  2. شمارهٔ ۱۲۱دلی دیدم بسی تیمار دیده
  3. شمارهٔ ۱۲۲شد پیر جهان و شد جوان باده
  4. شمارهٔ ۱۲۳ای نیکخوی مردم ای نیک خوی شاه
  5. شمارهٔ ۱۲۴شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده
  6. شمارهٔ ۱۲۵ای بگرد روز از شب قمر آورده
  7. شمارهٔ ۱۲۶بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
  8. شمارهٔ ۱۲۷مشوش است دلم از کرشمه سلمی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.