پرش به محتوای اصلی
قطران تبریزی قطران تبریزی

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۴

شادی ز دلم دور شد و خواب ز دیده

تا من نیم آن روی دلارام تو دیده

گر تو به تن و جان و دل و دیده نیائی

سوی تو فرستم دل و جان و تن و دیده

از من به جز آواز و حدیث ایچ نمانده است

تا من نیم آواز و حدیث تو شنیده

تا بی سببی خویشتن از من بکشیدی

گشتم ز غم حجر تو چون زر کشیده

تا هست میان من و تو پرده جدائی

من برده دلم روز و شب و پرده دریده

تا تو بگسستی شدم از خواب گسسته

تا تو ببریدی شدم از خود ببریده

گوئی نبدم رنج فراق تو فرخته

گوئی نبدم ناز وصال تو خریده

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۶بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به
  2. شمارهٔ ۱۲۷مشوش است دلم از کرشمه سلمی
  3. شمارهٔ ۱۲۸مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
  4. شمارهٔ ۱۲۹ای درم یافته از دست تو ارزانی
  5. شمارهٔ ۱۳۰ای همه از رادی و از راستی
  6. شمارهٔ ۱۳۱ای گشته یادگار ز کردار تو شهی
  7. شمارهٔ ۱۳۲ای شاه جهانگیر جهاندار جهانجوی
  8. شمارهٔ ۱۳۳خدایا بر جهانم کام و فرمان روان دادی
همه‌ی مقطعات ←

قطران تبریزی درباره‌ی قطران تبریزی

شرف‌الزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، هم‌دوران با شدادیان و روادیان است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.